تبليغاتX
موقع الحب



قشنگترین گلها تقدیم قشنگترین گل دنیا

درسته که ترجمه شعر عربی به فارسی معنی کامل را نمی رسونه ولی من این شعر را که بر گرفته از شعری از نزار قبانی شاعر (سوری) را تقدیمت می کنم
شاید ذره ای از احساسم را به تو برسونه

غاليتي أنتي غاليتي
ای گرانبها تو گرانبهاترین کس من هستی

یا أيتها الوردة والريحانة والياقوتة والسلطانة والشعبية والشرعية بين جميع الملكات
اي گل خوش بوی و ياقوت و ملکه و قانون زندگي و خوبي در بين تمام ملکه هاي جهان
يا قمرًَا يطلع كل مساءٍ من نافذة الكلمات
اي ماه من که هر غروب از لابه لاي کلمه هايم متولد مي شوي
يا آخر وطن أولد فيه وأدفن فيه وأنشر فيه كتاباتي
تو آخرين سرزميني هستي که من در آن از نو  متولد می شوم و در آنجا مدفون خواهم شد و تمام نوشته های عاشقانه ام را در آنجا منتشر خواهم کرد
* (منظور از متولد شدن دوباره جان گرفتن است )

غاليتي أنتي غاليتي
ای گرانبها تو گرانبهاترین کس من هستی
  لا أدري كيف رماني الموج على قدميكِ
نمي دانم که چگونه توسط امواج دريا بر روي قدمهاي تو افتادم
لا أدري كيف مشيتي إلي
نمي دانم چگونه به سمت من آمدي
 وكيف مشيت إليك
و چگونه به تو نزديک شدم

دافئة أنتي كليلة حب
تو همچون شبهاي عاشقانه  گرم و پر حرارت هستي
 من يوم طرقت الباب علي ابتدأ العمر
از روزيکه بر در خانه ام (منظور قلب) کوبيدي من دوباره متولد شدم

كم صار رقيقًا قلبي حين تعلم بين يديك
هنگاميکه در بين دستان تو بودم قلبم پراحساس ترين کلمه ها را آموخت
كم كان كبيرًا حظي حين عثرت يا عمري عليك
چه قدر من خوشبختم که تو را یافتم

يا نارًا تحتاج كياني
تو آتش عشقي هستي که وجود من به آن احتياج دارد
 يا فرحًا يطرد أحزاني
تو شادي من هستي که باعث فراموشي تمامي غم ها مي گردد
يا جسد يقطع مثل السيف ويضرب مثل البركان
تو آن وجودي هستي که من را همچون شمشير قطعه قطعه مي کند و همچون آتشفشان باعث شعله ورشدن احساساتم مي گردد
يا وجهًا يعبق مثل حقول الورد
صورت تو همچون گلزاري من را از بوي خوش گلها سرمست مي کند
ويركض نحوی كحصان
 وهمچون اسب سفيد بالداري به طرف من مي آيد

قولی قولی قولی قولي لي
 بگو بگو بگو به من بگو
كيف سأنقذ نفسي من أشواقي وأحزاني
چگونه مي توانم خود را ازاشتياق و عذاب اين عشق نجات بدهم
قولي لي ماذا أفعل فيكي أنا في حالة إدمان
به من بگو با تو چکار کنم ، من به اين عشق اعتياد پيدا کردم
قولي لي ما الحل
به من بگو چاره کارچيست
فأشواقي وصلت لحدود الهذيان
اشتياق و هيجان من به اين عشق به مرز ديوانگي و هذيان رسيده است

+ نوشته شده در  2008/1/9ساعت 10:37  به قلم امیر الحب  |